اگه از هم جدا باشیم حال من خیلی بد میشه
نمی دونم می تونی تو بمونی تا همیشه
عادت کردم به همین خنده ی زیبات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به آروم بودن چشمات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به همین خنده ی زیبات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به آروم بودن چشمات
عادت کردم ای جان ای جان
بهت عادت کردم من راحت تر از تو با هیشکی نیستم من لامصب
وابستم وقتی دوری طاقت کم دل من تورو باور کرد
حتی استراحت بی تو دیگه حالش نی
چجوری بخوابم وقتی سرت رو بالش نیست
وقتی هستی خوب وقتی نیستی اخما تو همو همه لباسا مشکی
وقتی صبح پا میشی کنار من و راه میریم کنار هم تو خیابون همه چشما رو مائه
راه میریم و این شهر خوشحاله به خودش می باله که تو دلش مارو داره
الان به تو دارم یه حسی که نمی دونم داره چه اسمی واو
ولی تو باید مال من باشی آره شده به هر طلسمی
پرم از حس خوشبختی با تو آسون میشه سختی
با تو آروم میشه قلبم چه خوبه همدمم هستی
دیوونم دیوونتم به خدا نمیشم از تو جدا دنیامی
دیوونم دیوونتم به خدا نمیشم از تو جدا همرامی
عادت کردم به همین خنده ی زیبات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به آروم بودن چشمات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به همین خنده ی زیبات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به آروم بودن چشمات
عادت کردم ای جان ای جان
عادت کردم به آروم بودن چشمات
عادت کردم ای جان ای جان